سرم میچرخه میچرخم مث میدون بهزیستی
تحمل می کنم اما چیشد گفتی دیگه نیستی
چرا سردی دیگه با من چرا موهاتو می بندی
شاید شهبانی بالاعه شاید ارزونه بیرجندی
برای رفتن از پیشم زدی از روم کمربندی
تحمل می کنم اما تحمل سخته تو مستی
شدم میدون تیر دورم مرتب ادما جمعن
دیگه رومم بشه روحم نمی ره سمت العالم
شدم تهرون شدی بندر شدم دشت و شدی جنگل
تموم ارزوم با تو چی می خوای دیگه از جونم
برچسب:
نویسنده: یگانه زمانی